![]() |
|
نمی دانم...........
نمی دانی نیمکت ترک خورده ای که هر روز روی آن ساعتها به هم چشم می دوختیم ، من را ببخش که دلتنگت شده ام ! خودت بهتر می دانی تنها یادگارت غم لحظه غروب است که همیشه تماشاچی اشکهای قلب داغدار من بود. بدان هرگز نمی توانی مرا از خودت متنفر کنی و بدان هرگز از یادم نخواهی رفت پس بیا نه به حرمت عشق بلکه به رسم جوانمردی و به یاد تقدس آغوش گرمم اگرروزی برگشتی
2
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/28ساعت 12:1 توسط عسل |
عشق یعنی این...................
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
2
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/28ساعت 11:49 توسط عسل |
من زیر باران با چشمات یه آرزو ساخته بودم
2
نوشته شده در دوشنبه 1386/09/26ساعت 21:43 توسط عسل |
چشم هایم راببخش که نگاهت کردند ومرا ببخش که بی اجازی تو دلم لرزید.......
2
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 16:27 توسط عسل |
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
سینه ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمودو قربانی نداشت
2
نوشته شده در یکشنبه 1386/09/18ساعت 16:37 توسط عسل |
مرا صدبار از خود برانی
دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا نه دوستت دارم
2
نوشته شده در شنبه 1386/09/10ساعت 16:43 توسط عسل |
برای بهترینم...............
2
نوشته شده در شنبه 1386/09/10ساعت 16:30 توسط عسل |
![]()
2
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/08ساعت 21:2 توسط عسل |
|
صفحه اصلي پست الکترونیک طراح قالب شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386
|